حسين بن حسن خوارزمي

607

شرح فصوص الحكم

و إذا علمت أن الله راعى هذه النشأة و إقامتها فأنت أولى بمراعاتها إذ لك بذلك السعادة ، فإنه ما دام الإنسان حيا ، يرجى له تحصيل صفة الكمال الذي خلق له . و چون دانستى كه حق - سبحانه و تعالى - مراعات اين نشأت مىكند و قيام و دوام او مىخواهد ، به مراعات اين نشأت تو أولى مىنمايى ، چه مراعات او موجب سعادات تست ، چه ما دام كه انسان زنده است ، اميد به تحصيل صفت كمالى ، كه از براى آن مخلوق است ، هست . پس چون مراعات جانبش كنى تا به كمال رسد ، هر آينه با حسن جزاء با تو مجازات كرده شود . و من سعى في هدمه فقد سعى في منع وصوله لما خلق له . و هر كه سعى در هدم اين نشأت كند كه بنيان رب است ، سعى كرده باشد در منع وصولش ، بدانچه از براى آن مخلوق است ، لا جرم از حق مثل آن جزاء يابد و ممنوع گردد از وصول به كمال نفس خويش ، چه وجود مكافى است . و ما أحسن ما قال رسول الله صلى الله عليه و سلم « ألا أنبئكم بما هو خير لكم و أفضل من أن تلقوا عدوكم فتضربوا رقابهم و يضربون رقابكم ؟ ذكر الله » . و چه در غايت خوبى است آن چه رسول - عليه السّلام - مىفرمايد كه : شما را خبر دهم به آن چه بهتر باشد از غزات و شهادت در راه خداى - عزّ و جلّ - ، آن ذكر بارى است سبحانه ، زيرا جهاد و غزات موجب هدم بنيان ربّ است از طرفين . و اگر چه در « 17 » وى اعلاء كلمه الله و رفع اعلام حق و ثواب شهادت هست و لكن همهء اين مقابل هدم بنيان ربّ و سبب تدارك آن نتواند بود . و ذلك أنه لا يعلم قدر هذه النشأة الإنسانية إلا من ذكر الله الذكر المطلوب منه ، فإنه تعالى جليس من ذكره ، و الجليس مشهود للذاكر . و متى لم يشاهد الذاكر الحقّ الذي هو جليسه فليس بذاكر . [ 250 - پ ] ) * يعنى : افضل بودن ذكر از غزو و شهادت در راه حق از آن جهت است كه ثواب اين هر دو حصول جنت است ، و ذاكر جليس حق تعالى است ، و چاره نيست كه جليس مشهود ذاكر باشد ، لا جرم حق مشهود ذاكر بود ، و شهود حق افضل است از حصول جنت ، و رؤيت خود بعد از حصول جنت است . و اگر تحقيق كنى ، جنت اهل كمال جز مشاهده جمال نيست . آرى ،

--> « 17 » پا : اگر در .